😘درددل برای پسرم پارســـــا😘




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 17 بهمن 1394 | 16:15 | نویسنده : مامان سما |

مــــــــن چشم به راه یه اتفاقم......نه شاکی ام و نه غر میزنم.....

فقط در سکوت خــــــودم منتظرم......

sad crying smiley face emoticon

به قول یه دوست :

تعویض یا تبدیل نمیخواهم.....دلـم " تغییــــــر" میخواهد.....تغییری که درونمو دگرگون کنه.....!

روشن کنه.....امیدوار کنه.....

تغییری که ابدی باشه و برای یبار هم که شده "بیشتراز یه لحظه" دوام داشته باشه.....

باخودم میگویم شاید..... شاید هنور وقتش نرسیده......!!!

چه میدونم....شاید هنوز راه رسیدن رو پیدا نکرده.....

امــــــــا حسی به من میگه بالاخره پیدا میکنه.....

باشه ای اتفاق....!گرچه کمی پیرترمیشم ....با اینکه مثل قبلنام عجیب نمیشم...اما ...

اما فقط اون تغییر برام رخ بده { دیدارپسرم } ..... همین.......!shedding tears emoticon

همیشه همین گونه بوده....کسی رو که خیلی دوس داریم رو از دست میدیم.....smiley cries emoticon

بیش از آنکه خوب نگاهش کنیم ... مثل پرنده ای زیبا بال میگیره و دور میشه.....smiley cries emoticon

و اما مــــن فکر میکردم میتونم تا آخرین روزی که زمین به دور خودش میچرخه و خورشید از پشت کوه ها سرک میکشه ... کنار پسرم باشم....اما نشد....!crying emoticoncrying emoticon

frustrated emoticonتــــــو غم انگیز ترین دوری دوران منی پسرم......!frustrated emoticon

 




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 2 آذر 1395 | 20:41 | نویسنده : مامان سما |

پسرم......نازنینم..... دلبندم.....

تـــــــــو سهم من نبودی....اما من با خیال تو زندگی میکنم....باخیال تــــــــــــو...! به این امید که روزی قد بکشی و کنار مادرت قدم بزنی.......

حال مــن غریبه ای بیشتر نیستم...درصدایت...درنگاهت...و اما تـــــــــــو ..تمام روزگار مـــــــــن هستی......!

مـــن غریبه ام برای تـــــــــــو....    و تــو نفسی برای مــــن....

هیچ رابطه ای بین مانیست...فقط احساس مادرانه و کمی خاطره از شیرخوردنت و گریه هایت....!peeing baby smiley

مسافر کوچکم.....! کاش صدایم کنی.... کاش نگاهم کنی... کاش پیدایم کنی.... و کاااااش بزرگ شوی و زودتر ب دیدنم بیایی...!

پریسا دنیای شکلک ها http://sheklakveblag.blogfa.com/

تــــــــــــــــو صاحب تموم افکارمن هستی پسرم.....گوشه نشین قلبم.....!

هر لحظه در انتظارم ... و هر ثانیه ای که از این انتظار میگذرد  نه تــــــــــو ..و نه چیزی از تــــــــــو حاصلم نمیشود...! انگار غنچه ی دلم پژمرده تر میشود.....

چه کنم وقتی گاهی قلبم بهانه ات رو میگیره...؟!

چه کنم وقتی گاهی چشمانم صبرشان تموم میشه...؟!

چه کنم ...؟! آخر سرماخوردگی نیست که قرصش رو بخورم و خوب بشم.... سردردنیست که دردش رو یساعت تحمل کنم و بعد خوب بشم.....! درد مــــــن..مرهمش هیچ کجای دنیا نیست.... درد مـن فقط و فقط خودتی پسرم...که با دیدنت....درمان میشه....!

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

اما چه کنم که بازهم شرمنده تر میشوم از غریبه بودنم.....!

بازهم امروزم گذشت.... مثل تموم این دوسالی که بی تـــو گذشت...

تو این مدت خیلی اذیت شدم...خیلی کشیدم...فقط خدامیدونه چقدرررر....!

بعضی ها میگن خوب میشوم...به "فراموشیت که بسپارم " خوب میشوم...!

ولی به تموم نفسای کوچولوت قسم....ب گریه هایت که یادشون منو شکنجه میده قسم....نمیتونم فراموشت کنم....هیچوقت..... محصل

تــــو کنارم رفتی...و دایه ای دیگر نصیبت شد که شاید اورا مادر صدا کنی.... و من تموم بدنم از حسادت ریش ریش میشه وقتی به این که تو دیگری رو صدا بزنی "مــــادر" فکر بکنم....!

تـو رفتی و فقط شدی برایم آرزوی دست نیافتنی....آرزویی محال....آرزویی که شاید به گور ببرم....

ای کاش میشد "سرنوشت را جز این مینوشت"

پســـــــــــــرم....! همدم غصه هایم...!More smileys for free download

به یادت و برایت نوشتن زیباست....!

روزی بخوان... و دم مزن.....

بدان..... 

فقط بدان که .....

میخواهمت.....محصل

میدانم که روزی این را میفهمی.....!

پســـــرم....! دلم بی اختیار برایت تنگ شده...More smileys for free download

دلم که برایت تنگ میشه... میگیره....فریادمیکشه...میتپد و باز هم تنگ میشه......!

پسـر معصومم برای همیشه این رادرک کن که :

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

تنها لباسی که از " تـــــــــو " برام یادگارمونده.....More smileys for free downloadMore smileys for free downloadMore smileys for free download




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 16 آبان 1395 | 15:57 | نویسنده : مامان سما |

دوست دارم بنویسم

امــــــــــا

ازچه بنویسم ؟؟

نمیدانم......!

از خنده های زورکی بنویسم ؟؟

یا اشک های یواشکی !!

ازشادی داشتنش بنویسم ؟!

یاغم ازدست دادنش!!

نمیدانم....

شاید نوشتن هم دردی را دوا نمیکند.... شاید ....!

کسی رو دوست دارم  که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید .. و هیچگاه نمیتوانم دستانش را بفشارم..

کسی که هیچگاه اشکهایم رو ندید و ندید و نمی بیند که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم....!

برای کی بگویم که بداند از غم دوری پسرم چه ها که نمیکشم؟!

نمیدونم اگه روزی تو خیالاتم با تو حرف نزنم... تو خیالاتم تو رو صدا نکنم... تو خیالاتم بغلت نکنم... تو خیالاتم نبوسمت... و دعایت نکنم... تا حالا چجوری میشدم.... خیالاتت منو اروم میکنه..... تو که نیستی خیالت که بامن باشه .. ارومترم پسرم...

امروز بدترین و تلخ ترین روز زندگیمه... امروز دوسال تمام از تو جدام... امروز یادآورم شده تموم صحنه های تلخی که تو رو ازم گرفتن... لعنت به این روز تلخ زندگیم... لعنت به خاطره های تلخی که همیشه همراهمن.....

امروز 1395/8/7 دومین سالگرد تلخ جدایی منو پسرم هست... که حتی یبار هم ندیدمش... حتی یبار....

ظلم بیشتر این خدایااااا؟! اخر گناه من چه بود که اینگونه غم دوری عزیزم را بکشم؟/ مگر هرکسی از زندگی اش پاکی و راستگویی... از زندگی اش درستی و توجه بخواهد گناه کرده...؟!

خدایا .. کجای قانونت نوشته مردی که نامردی میکند.. به زندگی اش توجه نکند... با ناموس دیگران پرسه بزند.. و مادری که او رو تشویق به این کارهاش بکند حق است؟؟

اگر حق نیس چرا قانون دنیا اینقده بد شده... چرا غم عزیزمو من باید بکشم نه نامردای زندگیم...؟ خدایا... خودت میدونی دوساله که فقط نگاه پریشونم رو ب توست... میدونم خیلی جاها داری دستمو میگیری .. اما وقتی خاطره ها بیان جلو چشمام..خاطره هایی که شدن بدترین و عذاب اور ترین وقایع زندگیم....زجر میکشم....!

خدایاااا... نمیخوام گله کنم..نه... من ادم گله مندی بودم... اما از وقتی که بذر صبــر رو تو دلم کاشتی هیچوقت ازت گله نکردم... فقط ازت میخوام کمکم کنی که تا زمانی که زندم و زندگی میکنم از هیشکسی نشنوم پسرم چیزیش شده.... و کمکم کنی اگه دیدارش نصیبم شد پسر خوبی باشه که تموم غصه هایی که تو نبودنش خوردم رو بودنش از یاد ببرن......

خدایاااااااااااا ... فقط کمکمون کن....فقط نگاهمون کن.... اگر من ناراحت بودم سر تو داد زدم گهگاهی.. منو ببخش فقط فراموشم نکن.....

هیچوقت این روز لعنتی یادم نمیره خدا.... که وقتی پسرم گریه میکرد و ازم گرفتنش من  چجوری شدم... من چجور پاهامو چنگ میزدم ..من چجوری دندونامو روی لبام فشار میدادم... من چجوری مثل بارون اشکام شر شر میریختن...

خدایا... میدونم تو هم یادته..میدونم تنها کسیکه هیچگاه از خاطرش اون روزها از یاد نمیرن تویی خدا.... پس فقط کمک کن.... و نگهدار نفسای پسرم باش که عاقل و خوب بزرگ بشه...و روزی منو بفهمه....




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 7 آبان 1395 | 11:42 | نویسنده : مامان سما |

خسته ام خدای بزرگم.....

خدایااااااا...چشمهایم را می گشایم دیواریست به بلندای ناامیدی....

درخودمیپیچمو بغض میکنم.....مثل درختی شدم که تبر بر شاخسارش فرو می آوردند....و نفس در ریشه هایش تنگ میشود....

خدایاااااااا دستت رو بر شانه های خسته ام قرار بده....

ای خدای بزرگم....تویی که به کوه فرمان ایستادن دادی....و ب رود فرمان رفتن....!

ب پرنده ها فرمان پرواز....و به ستارگان فرمان درخشیدن.....

به منم بیاموز ایستادن و مقاومت در برابر سختی ها......

تا شاخسار شکسته ام جوانه های امید بشکفد... پریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/

ای خدای بزرگم...من درمانده و تشنه محبت توام....درمانده نگاه و لطف تو....

صدایم کن...نگاهم کن ..فراموشم نکن....امیدمو ..صبرمو دوچندان کن تا همه دردهایم از خاطرم رها شوند....

خدایااااا....خودت میدونی تو لحظه های خوش...تو لحظه های ناخوشم ...پسرم را دعا میکنم و یاد و  مثل همیشه تا دلم تنگش شود دووم نمیارم تا گریه نکنم و باتو درددل نکنم آروم نمیشم.....

خدایااااا....خیلی وقته معجزه نشده....ن عکسی...نه خبری...هیچی از پسرم ب من نرسیده....

خدایااااااااا صبرم بده تا معجزه هات از پسر برام آشکار شوند.....

خدایاااااااا...امروز فقط و فقط دارم تو رو صدا میزنم.... کمکم کن....

هوای سردم دیگه اومده.....تو مراقب کوچولوم باش یه وقت سرما نخوره...و سلامت باشه.... خداااااایا خواهش میکنم مراقبش باش....

به امید معجزه هات خدای خوبم....




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 30 مهر 1395 | 18:34 | نویسنده : مامان سما |

چقد امروز دلم گرفته.....

امروز همه عکسای بچه هاشونو با "سربند یاحسین و لباسای سبز ب تن" گذاشتن

پروفایلشون....

و من که میبینم یاد اون زمان جداییمون میفتم..گریه

چون دقیقا همون روزش من خونه بابام بودم و برات یه" دست لباس که روش علی اصغرنوشته بود خریدم"....اما عصر

همون روز پدرت اومد و تورو ازم گرف برای همیشه .....

" تلخ ترین روز زندگیم 7 آبان 93 "

ای خداااااااا... این لباسا همش منو یادتـــو میندازه....محرم منو یادتـــــو میندازه پســرم..

خداااااجون..چطور بگم دلم گرفته.....هی میگم آرومم اما بخدا درونم غوغاست....دوسال

گذشته اما بعضی خاطرات عین واقعیت جلوم ظاهر میشن و زجرم میدن......

وقتی حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشم..نمیدانم از کجا و چگونه شروع کنم...ناتوان

میشوم...مثل انشایی که قادر ب پایان رساندنش نباشیم.....

نمیدانم روزگار با من چه بازی میکند....گرگم به هوا..یا قایم باشک.....اما در دوحالت برنده

اوست....

توکه نیستی همه چیز طعم زهر میدهد...کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟کجایی مهربونم؟

این روزها حس میکنم کمرم زیر بار این همه مشکل و بلا خم شده....

خداااااااااا به ظرفیتم نگاه نکردی؟!نمیتونم خم راست کنم زیر بار این همه مشکل و فکر

درگیرم....

خدااااایا....من آدم این همه امتحانت نبودم.....

دلم گرفته...کجایی خدا..شونتو میخوام...دارم له میشم...نمیدونم چم شده...خداا آرومم

کن..خودت میدونی جز تو کسیو ندارم...دلم هوای تازه میخواد...دلم یه نفس راحت

میخواد...اینقده دلم گرفته ..که انگاری یه چیزی تو دلم سنگینی میکنه... احساس میکنم

دارم خفه میشم.....

نمیدونم تا حالا کسی اینجوری شده یانه... ولی من امروز بدجوری بی حالم....دستم ب

هیچ کاری نمیره...یه احساس غریبی دارم...احساس میکنم تموم فرصتهای زندگیم از دستم

داره میره . هرگز پســــــــــــرمو نمیبینم....

خداااااا آرومم کن...آرومم کن ..چم شده..خدااا.....

.یعنی من اینقده حسودم که با دیدن لباس بچه های دیگران دل خودم به لرزه افتاد....نه

خدا...حسود نیستم...فقط یادآورشده برام همون روز تلخ جدایی منو پسرم.....

تنهایی یعنی همین حس و حال و دلشوره ها....گریه

تنهایی یعنی چشم به هیچی دوختن...گریه

تنهایی یعنی بدون عزیزت داری ادامه میدی..گریه

تنهایی یعنی انتظار و انتظار...گریه

تنهایی یعنی نوشتن این متن ها روی این صفحه مانیتور و نداشتن تــــــــو برای اروم

شدنم....گریه

تنهایی یعنی نگاه های انتظارم رو به عقربه های ساعت....گریه

تنهایی یعنی با بچت جوونیتو پیر نکنی ....گریه

پـســــــــــــــرم...!

بگو بدانم "رفـــتنت با پیــــــری مـــــــن بــــــــرادرند....؟!"

 




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 16 مهر 1395 | 17:15 | نویسنده : مامان سما |

کوچولوی مــــــــــــن....!

حالا که دیگردستم ب آغوشت نمیرسه...و بوسیدنت موکول شده به تمامی روزهای نیامده....

حالا که هرچه سرم را گرم میکنم تا مبادا غرق شوم در رویایت.....باید اسمم را در کتاب گینس ثبت کنم تا همه بدانند زنی با سنگین ترین بار دلتنگی روی شانه هایش "تـــــــــــو را دوست میدارد"

میدانم که همه حرفهایم تکراریست..مثل کوبیدن بر دری بسته..بدون امید بازشدن....!! اما چه کنــم؟!!

دوباره رنگ نگاهم پریده است...دوباره صدایم نفس نفس میزند...چیزی درقلبم فرو میریزد...چیزی در درونم کم است که هیچ بودنی تمامش نمیکند....و آن تـــــــــــــــویی پســـــــــــــــرم.....

نمیدانی چه دردیست هر صبح با بغض از جایم بلندشم.....

نمیدانی چه دردی دارد وقتی انتظارم را دفن کنم و خودم را ب دست باد بسپارم....

خــــــــدایااااااا تو کجای این آسمانی...؟!!

میدانم این روزها میگذرد....!!

نگرانی ها بر دوشم میگیرن وقتی تو رو کم دارم.....

حس  میکنم یه نفر مرا صدا میزند و میگوید نگران نباش "این روزها هم میگذرد"

اما درد های من جامه نیستند تا از تن درآورم..!

چامه و چکامه نیستند تا به رشته سخن درآورم....!

نعره نیستند تا از نای جان در آورم...!

دردهای من را هیچ یک از این کلمات نمیفهمد تا بیان کند...دردهای من ناگفتنی ست...

دردهایم حرف نیست... نام دیگر من است..... من چگونه خود را صدا کنم خــــدااااااا؟؟؟؟!!!

درد یعنی بازم باید روی تختم دراز بکشم ..اهنگ بذارم و بازم فکر کنم به لحظه های با تو بودنم....

بازهم چشمام باید تقاص دلتنگیمو پس بدن.... خداااا خودت کمک کن....




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 15 مهر 1395 | 15:31 | نویسنده : مامان سما |

دلتنگـــــــــــــم ولی نمیدانم چـــــــــرا..........؟!!

 

دلتنگـــــــــــــم ولی نمیدانم چگــــــــونه.......؟!!

 

دلتنگـــــــــــــم ولی نمیدانم تاکـــــــــــی......؟!!

 

دلتنگـــــــــــــم خیلــــــــــــــــــــی زیــــاد.......!!!

 

پســــــــــــــــــرم....!!!!!totalgifs.com flores-pequenas gif gif girl-and-flower.gif 

 

کاش فرصـــــــــــتی برای دیدنت پیدا میشد.....

 

تا لحظه ای طعم با " تــــــــــــــــــو بودن "رو حس کنم.....!!

 

کاش این فریاد های بی کلامم...مرهمی شود به روی زخم هایم....!!!!

 

گاهـــــــــــــــــی وقتا رنگ رخسارم بی " تـــــــــــــــو " هیچ و پژمرده میشود......

 

امروز محـــــــــــــــــــرم شده...... و من دلگیرتر از همیشه......

گریهیا امام حسین بحق پهلوی شکسته زینب......بحق بزرگی و نگاه اون بالایی...خدای

منان..... خودت کمک کن به پســـــــــــــرم همیشه حالش خوب و بدون مشکل باشه...... . و

به منم کمک کن دیدار همیشگیش روزی نصیبم بشه تا این انتظار و درد های همیشگیم به

پایان برسه.......گریه!!!!!!!!

 




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 12 مهر 1395 | 21:45 | نویسنده : مامان سما |

پسر نازم

تـــــــــــــــــــو هرگز دلتنگی چشمانم را ندیدی....

فریاد سکوتم رانشنیدی...

لحظه هایم که بی تو چگونه گذشت رو ندیدی...

انتظارهایم رو ندیدی...

بداخلاقی هایم...بهانه هایم برای گریه کردن رو ندیدی....

ای کاش همه این ها دیدنی میشدن برات... تا شاید زودتر از چیزی که من انتظار دارم ب دیدنم بیایی...متنظر

خـــداوندا

تـــــــــــو خودت گفتی در قلب شکسته خانه داری

شکسته  قلب من.....جانا به عهد خود وفا کن....غمناک

پسرکوچولوم

بدون تـــــو زندگی برایم معنایی جز تاریکی وسیاهی نداره....

تنها آرزویم این است که تا آخرین لحظه زندگیم کنارتـــــــــــو بودن رو حس کنم و جز این آرزویی نیست...متنظر

هرجای دنیا که باشی تا ابد قلبی هست که برای دیدنت و برای اومدنت بتپه...پس فقط بیا...بیا و انتظارهایم رو..دلتنگی هایم رو تموم کن....گریه

آنقدر دوستت دارم که هیچ چیزی جای ابرازم رو نمیگیره.....

باتـــو..قلب من خوشبخت ترین قلب دنیاست...با تـــو این دنیا برایم بهشت است.... تورو خدا روزی بیا و برایم بهشت رو بساز....

 

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها

 

 

پسرم ..مهربون کوچولوم...

 

این بار با فریاد..با چشمایی گریون...با قلبی منتظر...با اراده و احساس زیادم میگویم و مینویسم که خیلی دوستـــــــت دارم...خیلی....فقط روزی بیا کنارم....

 

 

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 4 مهر 1395 | 11:26 | نویسنده : مامان سما |

خدایاااااااااااا

 

پسرم ...معصوم و کوچولویم کنارم نیست...

 

ای خدای خوبم ... ای کاش میشد پسرم کنارم باشه....ای کاش میشد منم یه روز .فقط یه روز مثل تو خدامیشدمو از اون بالانظاره گر....فقط و فقط پسرمو نظاره میکردم که در چه حالیه و اوقاتش چجور میگذره.....

 

خدااااااااجونم میدونم تو درد دادی و درمان ... میدونم سختی دادی و آسودگی.... ای خدا فقط گاهی اوقات مثل بیماری که ب مراقبتهای ویژه نیاز داره...منم حال اون اون بیمارهارو دارم...گاهی اوقات به نگاه ویژت نیاز دارررم..

 

بعضی وقتا با خودم فکر مکنم یعنی الان دوسالش شده و من نمیتونم ببینمش...یعنی نمیتونم بفهمم به کی رفته...نمیتونم ببینم رفتارش چه جوره....ناز و ادا داره یانه.....

 

یعنی دیگه لبخندای قشنگشو نمیبینم؟گریه

گریه های تلخش که جگرمو آب میکرد رو چی؟اونم نمیبینم؟؟؟!!!!

یعنی دیگه دستاش نمیان تو دستم که مثل هر مامان و فرزند دیگه..دست تو دست باهم بریم بیرون..؟؟!!

خدایاااااا....چقدر خواسته های قشنگ تو دلم بود که هیچ برهیچ شدن....

ولی واقعا تنهاکسم بودی خدا که حس آرامی وصبوری رو بهم بخشیدی...تامن بتونم بسازم...!!!

خداجوونم .... همیشه نگاه قشنگتو به پسرم داشته باش.....اگه قرار بر اینه که خدای ناکرده مشکلی براش پیش بیاد منو پیش مرگ پسرم کن....


161617oeopkxmmo1.gif




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 26 شهريور 1395 | 19:49 | نویسنده : مامان سما |

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ

 

صدایت در گوشم زمزمه میشود ......!

و نگاهت در ذهنم مجسم میشود ...!

ولی ... من تو را میخواهم .. نه خیالت را .....!

 

دوستت دارم پسرم... بوسمن هر روز و هر لحظه نگرانت میشوم ک چه میکنی !؟متنظر

پنجره اتاقم رو باز میکنم و داد میزنم: تنهاییت برای من...غصه هایت برای من... همه بغضها و اشکهایت برای من... بیماری هایت برای من.... تو فقط بخند..فقط شادی کن... تا من هم خیالی بشنوم صدای شادی ات را.... صدای خنده هابت را..... صدای همیشه خوب بوئنت را....

دلم برایت تنگ شده.... این روزها هوا دلگیر است....و من دلگیرتر....غمگین

 

دلتنگم..دلتنگ خیلی چیزها... چیزهایی ک برمن گذشت..اما هرگز باز نخواد گشت....

دلتنگم...دلتنگ چیزهایی ک میشد باشد ولی نیست...گریه

دلتنگم...دلتنگ تو...آره تو پسرم.....دلتنگ روزهایی ک روپاهایم بودی....دلتنگ روزهایی ک حمامت میدادم و تو اینقده کوچیک بودی ک هرلحظه میترسیدم از دستام بیفتی.... دلتنگ  شبهایی که خواب نداشتم و تو همش گریه میکردی و شیرمیخواستی....

ای کاااااااش میشد یبار دیگر همه این ها برگردند....گریهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 21 شهريور 1395 | 11:13 | نویسنده : مامان سما |

 

سلام  پسرم ... متنظربا خاطراتت کنار امدم... من قول داده ام که هرروز مرورشان کنم... انها هم  عهد بستند غمگین اتشم نزنندغمگین ولی  چه فایده....  من به عهد خود وفادار .. ولی خاطراتت بدقول بدقول....گریهگریه

 

حرف ها بر سر دلم عقده کرده است...

                           چند روزیست نگذاشته اند حرف بزنم...غمناک

میخواهم گوشه ای بنشینم و کمی تنها باشم 

                         حرف بزنم..بنویسم..بگویم...

انگشت هایم خمیازه میکشند..غمناک

باید بنویسم..این حرفها رو نمیشه تحمل کرد....نمیشه بیشتر از این تو دل نگه داشت..

خسته ام... از تمام لحظه هایی که ب اخر نمیرسند......niniweblog.com

دیشب در خلوت تنهاییم  اهسته  بی تو گریستم...گریه کاش صدای هق هق گریه هایم .. کاش تموم انتظار هامو باد ب تو میرساند....گریهکاااااااااااااااش........

تا بدونی بی تو چه میکشم....غمگین

niniweblog.com

خدایا... در تمام این مدتی که پسرم کنارم نبود .. خودت راه و چاه رو بهش نشون بده... ای خداااااااااا...متنظر

 

agha biya




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 17 شهريور 1395 | 20:27 | نویسنده : مامان سما |

بعضی وقتا دلم برای خودم تنگ میشه...برای روزای با پسرم بودن... برای باورهایم..آرزوهایم...😢 خدایااا...! هیچ دلی رو , هیچ کجای دنیا دلتنگ نکن... چون یه روز خسته میشه میشکنه... 😢😢😢 دلم آرامش میخواد...آرامش ابدی...چیزی که خیلی وقته دنبالشم... چیزی که بندبند وجودمو آروم کنه... خدایا ببخشم ک دارم نق میزنم... آخه دلم خیلی گرفته...😢 بوی تنهایی میاد... از تنهاییام مینویسم.. از درد بی درمانم... از حسرتی ک تودلمه... نوشته هام همه تلخ تلخن...😢😢 همش دنبال یه جمله میگردم احساسمو بیان کنه..اما انگار جمله پیدانمیشه..! خیلیا میان , میخونن و چشمشون دنبال چیزایی میگرده ک حرف دلشون باشه.. ولی نوشته های من با همه فرق داره... یکی درباره خدا..یکی درباره خوشی با فرزنداش.یکی درباره عشق.. یکی درباره امامان... و دیگری درباره.........  اما نوشته های من درباره درد  " بدون پسرمه " ... !😢  

الان تو این لحظه برای من " بوی تنهایی میاد.. بوی درد... بوی غم .. بوی حسرت... بوی گریه های پنهونی..."   بازم دلم گرفته..اومدم مث همیشه بنویسم... دلم میخواد حرفای دلمو بریزم بیرون... خیلی وقته تو دلم موندن...

آخ خداااااا.... !  سخته ب دردی دچار بشی , راه حلش جلوته... اما اونی که باید بذاره , نمیذاره.... خدایا خودت میدونی دردم چیه... درد نداشتن عزیزم..کوچولوم... بزرگترین دردمنه..ک دارم ب دوش میکشمش... 😢😢

خداااایااا.. چقد خوبه هستی..تا بنویسمو تو بخونی و منو آروم کنی...خدایا همیشه دلم تو رامیخواهد...تا از تمام لحظه لحظه های بی قراریم برات بگویم... خدای من..دلتنگت هستم..دلم تورو میخواهد.. مهربانی هایت را...نوازش هایت را... تو تنها کسی هستی برای اینکه دلمو آروم کنی همنفسم  میشوی...😢 خدای من ...! میشه ازت بازهم تقاضای تکراریمو..همیشگیمو بازگو کنم..؟!!! 😢خدایااااا مراقب پسرم باش..مراقب امید زندگیم باش...😢  

قربون چشای نازت برم کوچولوم..

 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 13 شهريور 1395 | 2:23 | نویسنده : مامان سما |

با چشمهایت حرف دارم...میخواهم ناگفته های بسیاری رو برایت بگویم... از حالم.... از بغض های نبودنت.... از نامه های چشمانم...که همیشه بی جواب می مانند...! تمام این روزهایم , دلتنگی آغوشت رهایم نمیکند....! 💘 اما همینکه که لابه لای کلماتم هستی ؛ نفس میکشی ؛ همین که پناه واژه هایم شدی.. همینکه کلماتم از "تو " یتیم نشده اند..کافیست..... 💗 برای یک عمر آرامشم باش...حتی همین قدر دور...!👶 خدایا.... گاهی که دلم از این و اون..زمین و زمان میگیرد؛ نگاهم رو ب سوی تو وآسمون میگیرم... و اونقدر باهات درددل میکنم  تا کم کم چشمهایم , با ابرهای بارونیت همراهی میکنند... اونوقته که تو می آیی  و تمام فضای فضای دلم رو پر میکنی از خودت... از بودنت... و من دیگر آروم میشوم  و احساس میکنم هیچ چیز نمیتواند مرا " از پای " دربیاورد... چون * تو * رو تو قلبم دارم خدا...... مث الان که 💔 حالم  یه معمای بی جوابه !!! 💔 اما بازم تو میای و آرومم میکنی... خدایا بودنت رو شکر..... خودت همیشه یه دستی بکش ب دل پسرمم..از الان تا بزرگترشدنش...مرد شدنش....    الهی آمین




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 7 شهريور 1395 | 11:20 | نویسنده : مامان سما |

پسرم... این موتور رو برادرم چند وقت پیش خریده... بعدش صدام میکنه .میگ بیا روی موتور رو بخون... منم خوندم .. دیدم اسم موتور اسم پارسا هست... منم ازش عکس انداختم... قربون اسم خوشکلت برم نفسم..

قربون عکست برم من...یه دونمی... ای خداااا... تو میدونی وقتی عکساشو میبینم .. گوشیمم لمسشو دیگ دارم خراب میکنم . از بس بوس میکنم عکسای پسرمو... ای خدا خودت کمک کن... 

اینجا شنیدم افتادی زمین..چونت زخم شد... من پیش مرگت بشم الهی... خدااااایا خودت مراقب پسرم باش... ازت خواهش میکنم... کمک کن هیچوقت بلایی سرش نیاد... من بمیرم خدا .و این روزا رو نبینم..... 😢

 

 عکسای دیگتم تو پست پایینی گذاشتم... برا تولدت نازنینم....👇👇

 




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 2 شهريور 1395 | 10:31 | نویسنده : مامان سما |

تک تک ثانیه هایی که تو رو کم دارم ... ساعتم درد... دلم درد... و جهانم درد است....   😔                        چه زیباست نُه ماه انتظار... نُه ماه دلتنگی... نُه ماه اضطرابی ک از هر گوشه سرک میکشید که چ میشود... نُه ماه سخت خوابیدن و سخت خوردن... نُه ماه حسرت لمس کردنت... در آغوش کشیدنت... و تو آمدی و دنیای مرا دگرکون کردی.... و مرا مادری کردی عاشق... ❊  شب یکشنبه بود... شدت درد ، مادری  را از جایش بلند کرد... ساعت ۹ و ۲۵ دقیقه شب شد...کودکی بدنیا آمد...نامش شد پارسا .... شده بود همه دنیای مادر ...  اما ... اما سرنوشت " بی او " نوشت... 😢 پسرم... پارسای من...  دو سال گذشت... و امروز روز تولد توست...  ۲ بهار... و  ۱ تابستان... و  ۱ پاییز ...  و ۲ زمستان...رو بدون تو سپری کردم... اکنون شد آنچه نباید میشد... 😢 و حالا من ندارمت تا حس های با تو بودن رو تجربه کنم... من فقط همه ی این شور و اشتیاق های با تو بودن رو تصور کردم... اما لمس نکردم... تجربه نکردم.... 😢 اما ب خود می بالم که با تو نام " مادر " تو شناسنامم ثبت شد...  و نام فرزند با اسم قشنگ تو .. ثبت شناسنامم شده.... 😚 بازهم نیستی و سال  دوم تولدت  رو هم باید بدون تو سپری کنم... مگر میشود آخر خدایاااااا ؟؟!! مگه میشه بازهم زنده باشمو بدون او سپری کنم...؟! آره.. باز هم شده... مث پارسال... اما زندگانی ک فکر فراق عزیزش , عذابش دهد بدتر از هر نوع مردن است.... زنده ام درست... اما تا ابد بیشترین زجر رو ب دوش میکشم... زجر گذشته تلخ جدا کردن تو از من.... 😢 بعضی خاطرات رو نمیشه فراموش کرد .. چون خیلی  زیبا و خاطره انگیزن... و بعضی خاطرات رو نمیشه فراموش کرد .. چون خیلی دردآور و تلخن... 👶 ای کاش میشد فراموش کرد خاطرات را.... ای کاش هیچگاه جدایی از تو برام رقم نمیخورد.... 👶دوباره امشب خاطرات جدایی از پسرم برام یادآوری شد... گلومو چسبیده... و میگ اون روز رو یادته... اون یکی رو چطور... و همیطور دارن دور سرم رژه میرن...  😢 " دلبندم خیلی دوسِت دارم... ای کاش یه روز اینو باور کنی... "  🎀 پروردگارم ...! بخاطر گوهری ک بهم دادی سپاسگذارم... تونگهدار نفساش باش... 🎀                               ای کاغذ سپید , که همه درد هایم را ب دوش میکشی... یبار دیگ بر روی تو مینویسم ✍ بی نهایت 🎈دوسِش دارم 🎈 ... !      زیبا ترین حس زندگیم.. بهانه زندگیم ...   "🎁  تولد  دو سالگیت مبارک 🎁 ....🌷

 

 

نفسم  🌷 تولد دو سالگیت مبارک 🌷 

🌹  خدایا .. ازت صبر میخوام... خودت درونمو میخونی... کمکم کن بتونم از پس سختی و مشکلات زندگیم بربیام... 🌹

 




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 2 شهريور 1395 | 3:19 | نویسنده : مامان سما |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد