ای کاش............
مواظب گلم باشید آخه فقط منـــــو داره....بگید دیگه گریه نکن..نه...نگید دیگه مـــــادر نداره....... ...
نویسنده :
مامان سما
15:03
قصه جدایی ....و تلخی روزگار.....
میخوام قصه جدایی مونو تعریف کنم ...واضح....اما مختصر..... ⇩⇩⇩ نفسم.پسرگلم.. من که ثانیه به ثانیه ازت عکس مینداختم...اینم عکس روز آخر که کنارم بودی..وخونه بابام بودیم...همش ۶۵ روزداری وجودم.... ⇩⇩⇩⇩ ...
نویسنده :
مامان سما
1:27
چقد دلم گرفته هست امروز
کاش دنیا یه بارم که شده بازیش را به ما میباخت..... مگرچه لذتی دارد این بردهای تکراری برایش.....!!!؟؟؟ پسرم: نقاشی تورامیکشم.... اما بجای رنگ قرمز به قلبت ضدزنگ میزنم....تاروزی از آسیب اشکهایم درامان باشد...... خداجونم .... دلم آرامش میخواهد...حتی اگر به اندازه خوردن یک فنجان چای کوتاه باشد..... خدای من.....بهت مثل همیشه نیاز دارم....سکوتتوبشکن..اما دلمونشکن خدا.......خواهش میکنم خودت بهم صبربده تازمانی که این فاصله ها هستن...... ...
نویسنده :
مامان سما
11:44
قربون فکرکردنات بره مامانی
فدای خوشکلیات بشم....که اینقده خوشکل رو پاهام درازکشیدی.... من میخواستم بخوابونمت...ولی توخوابت نمیومد...روپاهام ورجه وورجه میکردی...آخرشم که این مدل روپاهام درازکشیدی ...انگار داشتی به چیزی فکرمیکردی...فدای فکرکردنت بشم یکی یه دونم.... اینجا همش ۵۵ روزت بود...دورت بگردم که اینقدباهوش بودی....نمیدونم الانم مثل روزایی ک کنارمن بودی و شیطونی میکردی..هستی یا نه...... مامانی پیش مرگت بشه عروسکم... ...
نویسنده :
مامان سما
17:45
نمونه ای ازنوشته های دفترخاطراتم برای پسرم
گلم یه نمونه از درددلایی که تودفترخاطراتم واست نوشتمو برات تو وبلاگ میذارم....که یه روز بخونی و یه کوچولو .فقط یه کوچولو از غمای منو بفهمی....درسته با این نوشته ها آروم میشم چون درددامومیریزم توش....اما هیچوقت نوشته هادردواقعی درونمونمیتونن برات ب زبون بیارن.....⇩⇩⇩ ...
نویسنده :
مامان سما
17:27
کاش روزی اینجورنشودکه تصورمیکنم
یعنی ممکنه روزی همینجور که خودم برای خودم تصورمیکنم ...تو بامن سرد باشی و بی احساس... وای خداکنه هیچوقت برایم فرانرسه روزی روکه من بی احساس بودن تو رو درخودم حس کنم.....کوچولوم خیلی دوست دارم....به اندازه وجودت دوست دارم..چون وجودت همیشه برای من تاابد پابرجاست..... ...
نویسنده :
مامان سما
12:22










