پارساپارسا، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 33 سال و 15 روز سن داره
😊ساخت وبلاگ پسرم☺😊ساخت وبلاگ پسرم☺، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 27 روز سن داره

😘درددل برای پسرم پارســـــا😘

یه دونه مادر....خیلی میخوامت....

شب بخیر پسرم....الان ساعت 00:33 هست... خوابم نمیبره....میخوام باهات درد دل کنم.... درددلی که هیچکس درکش نکرد... از اینکه نیستی نمیدانم برسر روزگار نامرد چه بیارم..نمیدانم باسکوت همه چی درست میشود یا با انتقام..... نفسم نمیدونم خوابی یابیدار....هیچی نمیدونم...هیچی... فقط از خدام میخوام همیشه نگهدارت باشه...غمارو ازت دورکنه...ناخوشیارو ازت دور کنه...میدونم تو زندگیت حتی اگه خوش بزرگ شی اما یه چیزی کم داری...یعنی کمبود داری.... کمبود مـــــادر...مهـــــرمـــــادر.... و هیچکدوم از ایناروجاشونو هیچکس نمیتونه برات پرکنه...حتی اگ پربشه ولی یه روزی ناخوداگاه توتنهاییات...توخلوتت حسشون میکنی .... مث من...منی که تا ابد اگ خوش ترینم باشم ولی همیشه گم...
22 بهمن 1394

دهـــــانم پراز حرف است..و دلـــــم پراز درد...!

کارسختـــــی پیش رو دارم.....بعدازرفتنت باید زنده بمــــــــــانم....‌⇦پســــ Parsa ــــرم...                     ازتکرار متوالی روزهایم متنفرررررم....روزهایی ک توراندارم و بیهوده میگذرن..... ای کاش بـــــودی..یا اصلا نبـــــودی...این ک هستی و کنــــــــــارم نیستی  دیوانه ام میکند...         یادش بخیر همان روزی ک تو بدنیا آمدی و مـــــن باعشق برایت تخت نوزادی با تزیین کامل   آماده کردم.... چه ذوق و شوقی کرده بودم... با خودم میگفتم وای چه عروسکی دارم من...براش لالایی میخونم...بهش غذا میدم..بزرگش میکنم...باهم میریم پارک...خونه عزیزان و......
20 بهمن 1394

بدون عنوان

سلام پسرم...ظهرت بخیر.....الان ساعت 13:10 دقیقس..... من یکم بیکار شدم...و اومدم برات بنویسم.....   خوشکلم.کوچولوم..کاش گذر زمان دستم بود تا میتوانستم لحظه های با توبودن رابرای همیشه متوقف کنم... ای کاش میشد...           نمیدانم چقدر باید بگویم ای کاش ...تا شاید یکی از ای کاش هایم تبدیل ب واقعیت شوند...  پسرم...پارساکوچولوم...نمیدانم چگونه دعا کنم ک دعایم گیرا شود و تو برگردی کنارم..... وروجکم اگربگویم بی اندازه دلتنگتم باور میکنی؟؟؟ کاش روزی بزرگ شدی درکم کنی ک بدون تو همیشه چیزی در زندگی ام کم داشتم..حتی اگر هزاران برابر دنیابهم خوشب دهد باز هم  کمبودی در زندگی ام حس میشود...و ان هم نب...
19 بهمن 1394

خیلی دلتنگت شده مامان سما

سلام همه کسم...کوچولوم...وروجکم..چند روزی هست هواخیلی خیلی سرده...پسرکوچولوم...نمیدونم لباس تنت گرمه یانه..نمیدونم خوشی یاناخوش....ولی خدایا..تو رو خدا مراقبش باش....نزارسردش بشه....پسرم دلم همیشه یادتوست..ک الان چه میکنی...سیری یاگرسنه..خوشی یاناخوش...لحظاتت خوب ب سر میرن یا بد ....اما هیچی ازم برنمیاد...بجز خوندن دعا برای سلامتیت....پسرم !!! دلم را که مرور میکنم ...تمام آن از آن توست...فقط نقطه ای از آن خودم هستم...روی آن نقطه هم میخ میکوبم و قاب عکس تو را می آویزم.....♥پسرم کوچولوم الان واسه خودت مردی شدی.میدونم...قد کشیدی..راه رفتنو یادگرفتی..حرف زدنو داری یادمیگیری...همه اینا رومیدونم و حسادتم گل کرده....درسته درکنارم نیستی...ا...
17 بهمن 1394