پارساپارسا، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره
مامانیمامانی، تا این لحظه: 33 سال و 16 روز سن داره
😊ساخت وبلاگ پسرم☺😊ساخت وبلاگ پسرم☺، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 28 روز سن داره

😘درددل برای پسرم پارســـــا😘

تبریک عشق به پسرم پارسا

سلام پسرخوشکلم...قربونت برم.....روز ولنتاین یعنی روز عاشقا..یعنی روز عشق.روز دوس داشتن.....امروز روز ولنتاین بود...بهت از صمیم قلبم روز عشقم به تو رو تبریک میگم.....عشقی که تا ابد بی نهایت هست...ببخشید دیر سرزدم...اخه خیلی مهمان داشتیم....خیلی خسته شدم.....نفسم از راه دور میبوسمت.....و از خدام میخوام تو این روز عزیز....که ولادت بانو حضرت زینب (س) بودش....مراقب پســـــرم باشه......میدونم خدامون خوبه...میدونم مراقبتش بی نظیره ...میدونم خدام ......هم مادر وهم پدر خوبی ...و هم خدای خوبی برات هس..... وبرای منم بهترین هس که تونسته صبر دوری ب تورو بهم بده...تا تحمل کنم...تا نشکنم.....خیلی خستم پسر گلم..... مراقب خودت باش....به خدام میسپرمت...مث...
25 بهمن 1394

عاشقتم کوچولوم...نوش جونت شیرخوردنات

خیلی سخته صــــــــــبر کنی بـــــرای چـیــــــــــزی که میدانـــــي ممکن است هرگـــــزاتفاق نیفتــد....  اما سخت تر اینه که رهایش کـــــني....وقتی میبینی اون تمام خواسته ی شماســـــت..... الان دقیقا عین جریان من....میدونم که هرچقدر صبر کنم آخرش کنارمن برای همیشه اتفاق نمیفتی پسرم....و سخت ترش اینه که بیخیالت بخوام بشم درصورتی ک میدونم تمام فکرم و ذهنم وخواسته هام وجودتو کنار من است...پســـــرم... .......اینجا عکس ۵۰ روزگیته پسرم.... خونه بابام ایناییم....مامانم داشته بهت شیرمیداد.......⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩ ...
23 بهمن 1394

بی خوابی مامان

سلام یه دونم... خوشکلم... هرکاری میکنم خوابم نمیبره.... میخوام باهات حرف بزنم.... حرفایی ک همیشه من میزنم اما تونیستی همون لحظه جواب حرفاموبدی.... نازنینم...بهترینم...میدونی الان ساعت چنده ک من بیخوابی زده ب سرم...؟! ساعت 3:19  دقیقه نصف شبه..... خوابم نمیبره....اگ الان تو کنارم بودی شاید این بی خوابی ها نمیزد ب سرم.... تازه رفتم تو عکسات...عکساتو نگاه میکردم ...هرچند تو ک کنارم نیستی لحظه ب لحظه ازت عکس بندازم و بزارم تو وبلاگت.... ولی حداقلش بازم ازت عکس دارم... ک بتونم نگات کنم..و جون بگیرم..... الان این عکستو نگاه کن ببین چقد خوشکل خوابیدی پسرگلم...مث آدم بزرگا خوابیدی...اینجا میدونی چن وقتته..؟⇦ ۵۵ روز⇨  ببین چقد نا...
23 بهمن 1394

خاطرات کوچیکی پسرم

سلام...گلم....فدات بشم یادم رفته بود بهت بگم ک تو ۹ ماهت تموم نشده بود...ک بدنیا اومدی....عزیزدلم تو خیلی کوچولوبودی....خیلی ....حتی تنهایی نمیتونستم حمومت بدم.....اخه ریزبودی...بابای نامردتم نمیذاشت من بیام خونه بابام....مامانشم ک اصلا کمک نمیکرد...میگف بلدنیستم...فقط میخواست ب من کمک نکنه اینومیگف..وگرنه بچه های خودشو چطوربزرگ کرد... بگذریم گلم....یه سری چیزارو نمیشه توضیح داد ....چون من بجز سایتی ک برات درست کردم...یه دفتر خاطرات دارم ک پراز خاطرن....هروقت اینجا نباشم تو دفتر برات مینویسم.... و بالعکس.... قربون نفسای کوچولوت برم....هیچوقت از نوشتن برات سیرنمیشم....چون همین نوشته ها ب من جـــــون میدن....آرامش میدن....بعضی وقتا خی...
22 بهمن 1394