بیا وشادی روبهم برگردون...😢
وای ازدست این تنهایی..وای ازدست این دل بهانه گیر...وای ازدست این لحظه های نفس گیر....خدایا..! بیا ودستهای سردم رابگیر....خسته ام..بازهم دلم گرفته...ودل شکسته ام....در حسرت لحظه ای آرامشم...همچنان اشک ازچشمانم میریزدو درانتظارمعجزه ام....گونه هایم پرازاشک شده وعین خیالمم نیست...عادت کرده ام دیگر...عادت کرده ام از همنشینی باغمها...قلبم رنگ تنهایی ب خودش گرفته...هرچه اشک میریزم خالی نمیشوم..هرچه خودم را به این درو اون درمیزنم آروم نمیشم...ای خداااااا دلم گرفته..قلبم سنگینی میکنه...بیچاره اش شدم..بیچاره پسرم...آواره پسرم....هوای دلم پرازغم شده...کاش بودی پسرم...کاش معجزه نصیب حالم شود...همه بهم میگن طاقت بیار..اما اخه از کجا طاقت بیارم....؟! احساس میکنم نمیکشم....دلم خیلی گرفتهههههه.... خدایااااااااااا تا کی...؟ خدایا .... چرادیگران خطامیکنن من تاوان میدهم...؟! خدایا میشه جواب چراهامو بدی؟؟؟ بازم دلم گرفتس...میدونم خدا چند دقیقه بعد بازم آروم میشم...ولی دلم میخواد تموم شه این قصه تلخ.....دلم میخواد همه این قصه خواب باشه.... خدایا شادی زندگیمو بهم برگردون....خدایا.....!!! تو که برش نمیگردونی دیگ چیکارکنم من؟؟ چرا زنده ام؟؟؟ خدایا پس مراقبش باش...مراقب نفسم باش که بدون اون نفسام سخت بالاپایین میشن....پسرم.پارسای وروجکم...یادمه ازبس که کوچولوبودی بهت میگفتم وروجک...الان وقتی کلمه وروجک رو میشنوم هرجایی..فقط یاد تو میفتم.....کاش عکسات .عکسایی که جلوچشامن نفس داشتن....کاش............!!!!




بیا وشادی روبهم برگردون...😢 





